بیاد خاکی ها...

beyade-khakiha

http://bayanbox.ir/id/4937904075701993790?view

متن زیر نامه شهید علی خلیلی می باشد که 15 روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است...

سلام آقا جان!

امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛

دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…

من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.

اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!

ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…

یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!

من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.


آقاجان!

بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟

مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟

یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟

رهبرم!

جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.

آقا جان!

من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت        سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

پی نوشت:سلام برادر شهیدم تو رو خدا اون دنیا مارم شفاعت کن...

                                                                

۲۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۸
عباس الاسوند
 http://bayanbox.ir/id/4944292747084955077?view

سعید نعمتی!

-حاضر

محمد جعفری!

-حاضر

علی صادقی!
-حاضر
کامران روز شاد!
.
.
.
صدایی نیومد ...
 
بچه ها اول به هم نگاه کردند و بعد به دسته گلی که جای او روی صندلی اش بود .... 
 
گل هایی که انگار فریاد می زدند: او حاضر است ، برای همیشه...
پی نوشت:«اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک...»
۴۴ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۳۷
عباس الاسوند

http://bayanbox.ir/id/396358487040182733?view


میان قافیه هایم ردیف ، نام خداست
کنار نام خدا  نام مصطفی زیباست
نگار ما که نگاهش قیامت کبراست 
چو شمع پیش رخش، شمسِ آسمان رسواست
 
نقاب تیره جهان می زند به یکسو صبح
و مست گردد و گردد فدائی او، صبح
 
گره زنم به نگاهت نگاه حیران را 
به میم نام محمد فدا کنم جان را
چو برملا کنم از شور، راز پنهان را
بنام عشق نویسم حدیث ایمان را
 
سلام حق به نگاهت حبیب حضرت دوست
که عشق توست مرا یا رسول در رگ و پوست
 
تو دلنوشته ی رحمان به لوح معنائی
تمام، آینه ی ذات پاک یکتائی
تو انبیای خدا را امام و مولائی
نجابت و شرف و دلبری، سراپائی

پی نوشت:ولادت پیامبر وامام صادق برتمام شیعیان مبارک باد...

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۲ ، ۱۲:۰۰
عباس الاسوند